
پرداختن به یکروز یا حتی چند ساعت از زندگی شخصیتها و قهرمانهای داستان، غالبا محدودهای وسوسهبرانگیز برای رماننویسان، بهویژه نویسندگان عصر مدرنیته بوده است. دلیل آن بیتردید غلبهی ذهنیات بر عینیات در چنین محدودهایست. نزدیک به صدسال پیش مارسل پروست در رمان در جستوجوی زمان از دست رفته، ویرجینایا وولف در رمان خانم دالووی و جیمز جویس در اولیس چنین فرمی را تجربه کردهاند. در واقع این فرمیست که با نوگرایی و پیدایش جریان سیال ذهن در ادبیات رابطهای مستقیم دارد. چرا که عرصه را برای تحلیل و تفکر قهرمانان رمان باز میگذارد و محلی میشود برای پرداخت بیشتر و بهتر به درونیات.
احتمالا گم شدهام، یک روز از زندگی زنی بهنام ؟ است. زنی که در رفت و برگشتهای ذهنی خود با شخصیتی گندم نام و فرید راهدار کلنجار میرود. در این میان مرزهای خیال و واقعیت کاملا شکسته میشود و از لابهلای آن مهِ غلیظ، حقایقی روشن میشود که در قطعیت یا عدم قطعیتش هیچ اطمینانی وجود ندارد. جالب این است آنچه در ذهن زن و موازی با واقعیات روزمرهاش میگذرد، در فضای خارج از خانه است. زن صبح با حالتی آشفته بیدار میشود و از خانه بیرون میرود، وقایعی بر او میگذرد و بعد شب به خانه بازمیگردد. در حالیکه دیگر همان زنی نیست که صبح از خانه بیرون رفته بود. حسابش با خیالات و در واقع اوهاماتش تصویه شده و دچار تغییر و تحولی شده است که میشود آن را دگردیسی نامید. چون زن بالاخره خودش را که احتمالا گم کرده بود، پیدا کرده است. روند این دگردیسی در فضایی غیر از خانه برای زن رخ میدهد و شخصیت رمان احتمالا گم شدهام در همین فاصله به مرور خاطرات گذشتهاش میپردازد. این خاطرات نقطهی آغاز و پایانی دارند. مثل تکههای پازل شخصیت و وجود گمشده زن را شکل میدهد و با سیر وقایعی که همزمان با حال، (چرا که رمان در زمان حال میگذرد) در حال رخ دادن است، معنا مییابد.
رمان احتمالا گم شدهام را بهدلایلی باید رمانی موفق نامید. اول بهرهگیری از زبانیست که علاوه برآنکه با مخاطب راحت ارتباط برقرار میکند، مبین شخصیت زن نیز هست. زبان ذهنی و زبان بیرونی شخصیت زن با یکدیگر متفاوت هستند. ضمن اینکه بهرهگیری از چنین زبانی در رمان نشانگر فشارهای بیرونی بر شخصیت زن است. زن با زبانی حرف میزند که با آن فکر نمیکند. در واقع زبان ذهنی زن است که مخاطب را به او نزدیک میکند و با خود همراه میسازد. چرا که زبان ذهنی زن معرف وجه روانشناختی و نمایانگر معلق بودن شخصیت زن است میان آنچه هست با آنچه جامعه از او میخواهد که باشد. در حالیکه به واسطهی برقراری همین تضاد زبانی است که اثر عمق و معنادار میشود. زن با زبان درونی یا ذهنی، با خود سخن میگوید، فکر میکند، تحلیل میکند، خودش را سرزنش میکند در حالیکه با زبانی دیگر که زبان بیرونی زن است و مبین شخصیت اجتماعی او است، سخن میگوید. زن بیرونی تا حدی خجالتی و محافظهکار است اما زن درونی بی قید و جسور است. در واقع هستهی مرکزی رمان هم در همین تضاد است. و نویسنده در برقراری رابطه میان این دو زبان در اثر بسیار موفق بوده است. نکتهی دیگر طرح و پیرنگ قوی داستان است؛ سیر وقایع، رفت و برگشتهای زن میان واقعیت و ذهن؛ جریانات و حوادث متن رمان و حرکت روایت اصلی در کنار روایات فرعی. به غیر از اینها مهمترین بخش موفقیت اثر، درونمایهی آن است. با وجودیکه رمان به روایت یک روز از زندگی یک زن میپردازد، به هیچوجه در معرض خطر به سطح افتادن یا تکرار قرار نگرفته است. قهرمان بینام رمان احتمالا گم شدهام به حد زیادی ملموس و واقعی است و هر مخاطبی میتواند با آن همذات پنداری کند.
احتمالا گم شدهام اولین اثر سارا سالار است که سال 1387 توسط نشر چشمه منتشر شد و بهار امسال به چاپ سوم رسید.
برای خرید این محصول اینجا کلیک کنید
|

فرشته نوبخت
برای خرید این محصول اینجا کلیک کنید






