زنگ انشاء

نویسنده : زیگفرید لنتس
مترجم : حسن نقرهچی
تعداد صفحه : 486 صفحه
قیمت : 8800 تومان
انتشارات : نیلوفر
بخش زیادی از ادبیات آلمان پس از جنگجهانیدوم مربوط است به شرایط سخت زندگی در دورهی نازیها. نویسندگان برجستهی این ادبیات هرکدام در اینباره حرفی برای گفتن داشتهاند و اصلاً یکی از دلایل شکلگیری گروه معروف 47 در آلمان همین بود. کسانیکه عضو گروه 47 شدند از یکسو دورهی اختناق و سرکوب فاشیستها را به یاد داشتند و از سوی دیگر جنگجهانیدوم را تجربه کرده بودند. 65 سال از سرنگونی نازیها میگذرد ولی شرایط سخت آن روزها هنوز هم در ادبیات و هنر آلمان انعکاس دارد. رمان زنگ انشاء هم از جمله رمانهاییست که بازتابدهندهی زندگی انسانهای همان دوره است. زنگ انشاء سال 1968 نوشته شده و از معدود رمانهای موفق زیگفرید لنتس است. این برای اولینبار است که رمانی از این نویسندهی 84 ساله به فارسی ترجمه میشود. این رمان خاطرات نوجوانی بزهکار است که روزهایی از زندگی خود را در پرورشگاه نازیها میگذارند. او متهم به چند خلاف است. یکی آنکه چند تابلوی نقاشی را دزدیده و دیگر آنکه انشاء ننوشته است. زیگی یِپزن، این نوجوان بزهکار محکوم به این است که در سلول انفرادی بنشیند و انشاء بنویسد. موضوع انشای او وظیفهشناسیست و همین موضوع باعث میشود ذهن او به خاطرات گذشته و تجربههای شخصی کشیده شود. زیگی یِپزن در انشای مفصلی که مینویسد رابطهی بین پدرش و یک نقاش را بهشکلی دقیق و جزءنگر روایت میکند. پدر این نوجوان، پلیسی وظیفهشناس است. نازیها در برلین به او دستور دادهاند جلوی نقاشی یک نقاش را در منطقهی تحت مسئولیتش بگیرد. نقاش از نگاه نازیها نمیتواند نقاشی کند چون از سنتهای محلی بیگانه شده و برای دولت عنصر نامطلوبی است. نازیها بهنوعی او را برانداز میدانند. اما نقاش تنها چشماندازها و مناظر طبیعی را میکشد. برخی میگویند زیگفرید لنتس در رمانش به زندگی امیل نولده، نقاش معروف آلمانی توجه داشته است که نازیها کار و نقاشی را برای او ممنوع کرده بودند. زنگ انشاء کشمکشی است جذاب بین دو انسان متعهد. از یکسو پلیس حرف از وظیفهشناسی و تعهد میزند و از یک سو نقاش بر بیگناهی خود اصرار دارد. هر دو به نوعی قربانی هستند. پلیس، آلت دست و قربانی خواستههای حکومت زورگوی نازیهاست و نقاش هم قربانی خواستههای این نماینده که صفت زبان نفهم از بهترین صفتها برای توصیف اوست. پلیس در رمان لنتس به فاشیست و زورگویی تعهد دارد و نقاش به هنر و آزادی و عدالت. پلیس در رمان لنتس به شاهینها و عقابهایی میماند که با سبعیت شب و روز نقاش را زیر ذرهبین دارد. او وظیفهشناس است.
- عنوان مطلب برگرفته از داستانی با همین عنوان نوشتهی زیگفرید لنتس که در سال 1951 آنرا منتشر کرده است.

علیرضا غلامی
