هنری روان‌شناسی کودک عمومی داستان شعر صفحه اصلی
سه‌شنبه 20 بهمن 1388
 
توحیدی: «سومین کتاب لاهیری که سرمست‌ام می‌کند»
راوی چیره‌دست دردهای ما
فرهاد توحیدی

فیلم‌نامه‌نویس

فرهاد توحیدیهمه‌اش به دست هما نگاه می‌کردم که کی کتاب را زمین می‌گذارد و هما کتاب را تمام نمی‌کرد. مثل غذای خوشمزه‌ای که باید آرام‌آرام خورده شود تا لذت مدام حاصل شود، آرام‌آرام می‌خواند. بعد هم که خاک غریب را تمام کرد، خورد به گرفتاری‌های دم سفر و کارهایی که هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. این‌طور شد که تصمیم گرفتم خاک غریب جومپا لاهیری، ترجمه‌ی امیر‌مهدی حقیقت را با خودم به غربت ببرم. مگر نه این که لاهیری خود در غربت زندگی می‌کند و همه‌ی داستان‌هایش درباره‌ی بنگالی‌های به غربت رفته است. آن‌هم بنگالی‌های مقیم آمریکا. بردن کتاب و خواندن‌اش در پرواز طولانی به آمریکا می‌توانست مقدمه‌ی خوبی برای سفر باشد. اما از شما چه پنهان کتاب چنان برای‌ام جذاب بود که دل‌ام نیامد یک‌ضرب تمام‌اش کنم.
بعد از مترجم دردها و هم‌نام این سومین کتاب لاهیری است که سر‌مست‌ام می‌کند. شیوه‌ی نوشتن او عجیب به سینما نزدیک است. داستان‌هایش سرشار از جزئیاتی هستند که لایه‌های پنهانی شخصیت‌ها را آشکار می‌کند:
«روما قبل از خواب آکاش داشت برای‌اش قصه می‌خواند که پدر تقه‌ی آرامی به در زد و گوشی تلفن بی‌سیم را دست‌اش داد. دست‌اش را جور ناخوشایندی تا سینه‌اش بالا گرفته بود و روما فهمید پدر داشته ظرف می‌شسته و دست‌اش کفی است» تا این جای قصه فهمیده‌ایم که پدر در زمان حیات مادر اهل کار‌خانه نبود. با دخترش رابطه‌ی عمیقی نداشته، حالا هم بعد از مرگ مادر، خانه‌ی بزرگ قدیمی را فروخته و به آپارتمانی نقل مکان کرده. فروختن خانه،‌ کفر روما را در‌آورده است. دل‌اش می‌خواهد به پدر تنهای‌اش پیشنهاد کند که برای زندگی با آن‌ها به سی‌اتل بیاید، اما پرهیز می‌کند. نمی‌داند چه رفتاری درست است، احترام گذاشتن به تنهایی پدری که در آغاز بازنشستگی تجرد دوباره را تجربه می‌کند، یا آزاد گذاشتن. و اصلا از پیشنهاد کردن می‌ترسد.
اگر پدر قبول کند چه؟ استقلال خودش چه می‌شود. شوهرش، بچه‌اش... و پدر که به‌تازگی سفر کردن با تورها و جهان‌گردی را شروع کرده، به سفر می‌رود و هم‌سفران‌اش را فراموش می‌کند. جز خانم باغچی که بیوه‌ای است چند سال جوان‌تر از او. خانم باغچی با مردی که زمان دختری عاشق‌اش بوده ازدواج کرده ولی مرد بعد از دو سال زندگی مشترک در تصادف با موتور روسپا کشته شده بود.
مسافرهای تور به خاطر قیافه و زبان مشترک‌شان خیال می‌کردند زن و شوهرند. اوایل هیچ حس رومانتیکی در کار نبود...پدر هم نمی‌تواند از آن‌چه در سر دارد با روما صحبت کند.  
فقدان گفت‌و‌گو تم مشترک همه‌ی کارهای لاهیری است. بنگال‌های آمریکایی شده‌ی او غالبا به لحاظ اقتصادی و اجتماعی مردمی موفق‌اند. نسل اولی‌ها پای‌بند به آداب و رسوم، پای‌بند به سرکشی به موطن و خانواده‌ای که در بنگال جا گذاشته‌اند. و نسل دومی‌ها که غالبا زاده‌ی آمریکا هستند، آزاد و رها از چنین تعلقی در فکر ساختن زندگی تازه‌تری هستند. هرچند که ریشه‌های فرهنگی آن‌ها را گاه متوجه‌‍ اصل می‌کند، اما این توجه از دغدغه فراتر نمی‌رود. گفت‌وگو به معنای رسیدن به تفاهم تقریبا وجود ندارد.
شخصیت‌ها بیش از آن که در گفت‌و‌گو به تفاهم برسند از راه درک یکدیگر در سکوت، از راه رفتار‌شناسی به تفاهم می‌رسند.
در اولین داستان مجموعه‌ی خاک غریب روما کارت پستالی را که پدر به خانم باغچی نوشته و در گوشه‌ای پنهان کرده تا در موقع مناسب پست کند، پس از رفتن او پیدا می‌کند. تا این‌جا نویسنده، روما را چنان پرداخته که ما منتظریم تا او پدرش را تقبیح کند، و از او به خاطر خیانت به خاطره‌ی مادرش دل‌گیر شود، «اما روما از توی کشو، لوله‌ی تمبرها را برداشت و تمبری به کارت پستال زد تا همان روز، ساعتی بعد، پست‌چی آن را با خود ببرد»
خاک غریب مجموعه‌ای است از پنج داستان در یک بخش که ارتباطی با یکدیگر ندارند اما تم مشترک مهاجرت و زندگی مهاجران، آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد و سه داستان به هم پیوسته در بخش دو که شخصیت هما و کاشیک آن‌ها را به هم پیوند می‌زند. داستان‌ها سرشار از لطف زنانه‌ای است که جهان را با همه‌ی خشونت شایسته‌ی زیستن می‌بیند. با همه‌ی شخصیت‌ها احساس هم‌دردی می‌کند و می‌کوشد تا به‌دقت و با کنار هم گذاشتن جزئیات، روند تغییر یا تحول هر یک را به‌دست دهد.
غم شیرینی که در سر‌تا‌سر کتاب موج می‌زند حاصل زندگی مهاجرانی است که به سودای زندگی بهتر، خاک غریب را انتخاب کرده‌اند اما هم‌چنان دچار غم دورماندگی از خاک آشنا هستند.



 
کتاب‌نما 6 صفحه
برای نمایش صفحه (عکس) در اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید.
نظرها
افزودن نظر جدید
عباس از خوزستان |14:07 1388-08-25
سلام من بتازگی با سایت شما آشنا شده ام و
خاک غریب را دریافت کردم واز شما سپاسگزارم؛؛ عباس از خوزستان
نظرهای شما
متن نظر
 
در صورت تمايل نام و ايميل خود را وارد کنيد.
نام:
ایمیل:
 
عبارت نمايش داده‌شده را براي تامين امنيت وارد کنيد.
 

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
 
آخرین اخبار
 
 
پربازدیدترین مطالب
 
 
ورود کاربران
 
 
 
 
 
 
 
 
درباره‌ی ما  |  قوانین و سیاست‌ها  |  هم‌کاران  |  ارتباط با ما

 استفاده از مطالب وب‌سایت فقط با ذکر منبع مجاز است.
Bookmark and Share Valid XHTML 1.0 Transitional Valid CSS!
[ آمار بازدید روز گذشته: 18895 ]