To The Sea

اثر : جک جانسِن
سبک : آکوستیک راک
تاریخ انتشار : 1 ژوئن 2010
ناشر : برشوفایر رکوردز/ یونیورسال رکوردز
«نمیتونم چیزی جز واقعیت بهت بگم». این جمله از ترانههای جک جانسِن در ششمین آلبوم استودیوییاش، از جهانبینی مردی از اهالی سواحل زیبای اقیانوس آرام میآید. کسیکه سادگی و عمق توأمان طبیعت را با تمام وجود تجربه کرده؛ ورزشکار حرفهای موجسواری بوده، فیلم مستند ساخته، در کنار ساحل گیتار نواخته و در سالیان اخیر مجموعهای از بهترین ترانههای آکوستیک و سافت راک را با کلام دلنشین و صدای لطیف و از همه مهمتر با رنگ و بوی هاوایی و سواحل زیبای اقیانوس آرام عرضه کرده. کسیکه اسم آلبوم آخرش را بهسوی دریا/ To The Sea گذاشته و در توضیح آن میگوید: «رسیدن به دریا یعنی توانایی عمیقتر شدن و لمس چیزهایی که در زیر جریان دارند.»
ترانههای جانسِن همیشه با تصویری از گیتارنوازی شبانهروزی ماسههای ساحل و در کنار آتشی که بیش از نیممتر آنطرفتر را نمیتواند روشن کند همراه است. موسیقی او در پی کم کردن فاصلهها و پل زدن است بین آنچه هستیم و همهی آن داستانهایی که شخصیت ما را شکل دادهاند. ملودیهای شیرین و شاداب و اشعاری صادقانه و نه چندان عمیق از مشخصات اصلی کار اوست که در این آلبوم آخر هم تکرار میشوند. آلبومی که جک آن را به پدرش که بهتازگی بهخاطر سرطان درگذشت تقدیم کرده و شاید همین سبب شده بود که انتظار ترانههای غمگینتر و ملایمتری داشته باشیم. اما حالا با وجود ترانههایی همچون شراب قرمز، اشتباهات و اسطورهشناسی/Red Wine ،Mistakes ،Mythology و تو و قلبت/You and Your Heart میتوان گفت که با یکی از شادابترین و پرضربترین کارهای جک جانسون روبهرو هستیم که صد البته حاوی الِمانهای ثابت او در آلبومهای قبلی هم هست. اِلمانهایی که تکرار آنها در این آلبوم تا حدودی باعث انتقادهایی از او شده و منتقدین، جک را به یکنواختی و فقدان نوآوری و جسارت متهم کردهاند. با اینحال از نظر من مقاومت جک در برابر این انتقادها، که میتوانند باعث انحراف او از سبکی شوند که زمینهی ظهور و بزرگیاش را فراهم کرد، قابل تحسین است. البته او در آلبوم بهسوی دریا/To The Sea تجربیات جدیدی هم داشته؛ این شاید راکترین آلبوم اوست که تا حدودی از فضای آکوستیک کارهای قبلی دور شده و گروه نوازندگان در آن نقش مهمتری ایفا کردهاند. تنظیم خشنتر کارها حس متفاوتی ایجاد کرده، جوری که انگار دارید به موسیقی یک گروه دوستانهی راکِ زیرزمینی اهل هاوایی گوش میکنید که بعد از یک روز کامل موجسواری، در گاراژ خانهی یکی از رفقا جمع شده و بهقصد لذت شخصی مینوازند. نکتهی قابل ذکر دیگر در این آلبوم حس پدرانگی جاری در آن است که شاید متأثر از مرگ پدر جک باشد. او در این آلبوم، گهگاه در قالب پدری مهربان، برای فرزندش از زندگی میگوید. از احساس پدر بودن، از رویاهای کودکی، از سرزمین مادری و مهمتر از همه از اقیانوس... اقیانوسی که بخش بزرگی از جهانبینی او و همهی اهالی هاوایی در ارتباط با آن شکل میگیرد.

هومان فرزاد يگانه
